|

موسیقی 360 - سینما، توی دید بودن، دیده شدن و... حتی رویاهای وسوسه انگیزی است؛ وسوسه ی جذابی که دیده شده هایی در قاب های ورزشی و از قبل شنیده شده هایی در استودیوهای موسیقی و خوانندگی هم از فکر آن در امان نبودند.
اما این وسوسه، این پرش هنرمند به شاخه ی غیر تخصصی اش همیشه به منزله ی به سر منزل مقصود رسیدن هم نبوده و چه بسا نمونه هایی که در حرفه ی خود موفق و در پریدن به شاخه ی غیر تخصصی ناموفق بودند، از این گزینه ها که در جامعه هنری ما کم هم نیستند می توان به عنوان مثال به شادمهر عقیلی آهنگساز و خواننده اشاره کرد که با بازی در دو فیلم گیشه ای "شب برهنه " و "پر پرواز" حتی در بدست آوردن دلِ دخترکانِ دبیرستانی ای که برای تماشایش به سینما رفتند و سر و کله شکستند ناموفق بود یا محمد رضا گلزار، نوازنده ای که به خصوص در ابتدای ورودش به سینما بی هیچ استعداد و تنها به لطفِ چهره ی جذابش باعث خنده ی یک جماعت شد و صد البته که در جماعت کشور گل و بلبل یک شبه تضمینی شد برای فروش فیلم های گیشه ای!

اما جدا از این مطلب که از آن طرف هم تعداد بازیگرانی بوده اند که سرکی به دنیای موسیقی و آوازه خوانی کشیده اند و گوش ها را خراشیده یا نخراشیده اند، بازیگری در فیلم و سینما خارج از روالِ آموزش های آکادمیک و فوت و فن اش، استعدادِ ذاتی را هم طلب می کند.
می خواهم از عبدی بهروانفر، آهنگساز، نوازنده و خواننده موسیقی سبک راک – بلوز – فولک فارسی صحبت کنم، هنرمندی که به نظرِ من سرشار از استعداد در هر زمینه هنری به خصوص موسیقی و سینماست. او که علی رغم نمایان کردن استعداد های فراوان در حرفه ی اصلی اش "موسیقی"،( سرپرستی گروه راک "ماد" و انتشار آلبوم های شلمرود – کُخه و کَلَخت و تک آهنگ های شنیدنی، پیدا کردن محسن نامجوی سرباز در مشهد و انتخاب او به عنوان خواننده گروه ماد در ابتدا و همفکری مشترک و پیدایش هسته موسیقی تلفیقی یا به تعبیر خیلی ها "نامجوئیسم" ) آن چنان که باید و شاید هنوز به حقِ خود در زمینه ی هنر تخصصی اش نرسیده اما در زمینه ی بازیگری هم انصافا قابلیت چشم نوازی دارد.

پیشتر از این ها ما از دیدن بازی همکار و دوست قدیمی او، محسن نامجو در فیلم "چند کیلو خرما برای مراسم تدفین" به کارگردانی سامان سالور لذت برده بودیم یا ازبه تماشا نشستنِ مستد " آرامش با دیازپام10" سامان سالور، با پدیده ی موسیقی تلفیقی آشنا شده بودیم یا ساده تر بگویم، به لطف این دو فیلم محسن نامجو را دیدیم و کشف کردیم؛ اما عبدی بهروانفر را به رغم فعالیت شانه به شانه اش با نامجو، از روی کم لطفی جا انداختیم.
عبدی جسارت مثال زدنی ای دارد، چه در حرفه ی اصلی و ضبط تراک هایش و چه در انتخاب فیلم هایی که در آنها به ایفای نقش پرداخته است. اما به طور حتم تعداد افرادی که با موزیک و صدای خشن و مردانه اش آشنایی دارند، به مراتب بیشتر از کسانی است که بازی اش را دیده اند و برگزیده اند. خواننده ای که با همان جسارت، در اشعارش از کلمات و موضوعاتی استفاده می کند که قواعد را می شکند و موضوعاتی را دنبال می کند که مختص روحیه موزیک او،راک است.

فیلمنامه ی "کافه قبر" با موضوعی اجتماعی که دارد نیز،از همین بستر بیرون می آید. فیلمنامه ای که تحت تاثیر ترانه ی " آقا غضنفر" از آلبوم شلمرود نوشته شده و به مسئله فقر در جامعه می پردازد.داستان زندگی دستفروش فقیری است که قصه او را به سمت قبرستانی می برد که در آنجا لقمه های نان و خرمایش را می دزدند و دستفروش هم در عوض، از قبرستان سنگ قبری را می دزدد تا با پول فروش حاصل از آن لقمه نان هایی را که ازش دزدیده اند را برای رفع گرسنگی تهیه کند و...

عبدی بهروانفر قبل از بازی در فیلم "کافه قبر" به نویسندگی و کارگردانی شهیار (مرتضی) کبیری، در فیلم های "خرس های پاندا" و" آسمان بدون گذرنامه" به کارگردانی ناصر ضمیری که به زندگی دانشجویان در ایروان ارمنستان پرداخته،نیز بازی کرده است.
تماشای فیلم "کافه قبر" با توجه به اینکه به ناحق بر سر موضوع اجتماعی اش جواز پخش در جشنواره های داخلی را نگرفت و علی رغم تمامی کمی و کاستی های یک فیلم تجربی که چهارمین ساخته ی شهیار(مرتضی) کبیری می باشد، با داشتن یک سناریوی روان و با بازی فوق العاده ی عبدی بهروانفر و اجرای ترانه ی آقا غضنفر در متن آن، خالی از لطف نیست.

ما امیدواریم که اگر هنرمندانمان سرکی به دنیای هنر غیر تخصص اشان می کشند، حداقل مارا از تماشایشان پشیمان نکنند تا اینکه خدایی ناکرده از دستشان بدهیم!
|